عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
44
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
و كفت كشف كن احليل خود را پس آن مرد كشف نموده و وزير در ورم آن عضو دقت نظر فرمود پس سنك املسى خواست و آن سنك را بدست آن مرد داد فرمود اين سنك را در كف دست خود نكاهدار و احليل خود را روى آن سنك بكذار و همى بفشار آن مرد بفرموده عمل نمود پس وزير مشتى بقوّت تمام روى آن زد فى الفور خون و صديد از مجراى احليل بناى سيلان كذاشت و بعد از جريان ريم ادرار زيادى دفع شد فقال الوزير اذهب فقد برئت من علّتك ( حسن سلوك اين حكيم دانشمند را با رفتار اطباى حاليّه مقايسه بايد كرد ) سال وفات آن حكيم در كتب تواريخ به نظر نرسيده ولى عبد الرحمن الناصر لدين اللّه كه اين طبيب دانشمند در عهد وى متصدّى شغل وزارت بود از سنهء سيصد تا سال سيصد و پنجاه هجرى در ( اندلس ) سلطنت داشته و از امراى امويّين اندلس وى اوّل كسيست كه چون ضعف حال خلفاى عباسيّين را در عراق شنيد برقابت و همچشمى خلفاى علويّين افريقيّه خود را خليفه و امير المؤمنين ناميده و ملقّب به الناصر لدين اللّه گرديد * و ابن اسحق طبيب را كتاب كبيرى در طب است كه در مطالب آن كتاب عقايد اطباى روم را اختيار نموده و نيز رسالهء در ادويهء مركبه دارد * 2 1 ابن الاصم از اطباى اشبيليه بوده صاحب كتاب عيون الانبأ در ترجمهء آن طبيب اريب گويد ( و له خبرة فى صناعة الطب و قوّة نظر فى الاستدلال على الامراض و مداواتها و له حكايات مشهورة و نوادر كثيرة فى معرفته بالقوارير و اخباره عما يراها بجملة حال المريض ) زمانش معيّن نيست ولى آنچه از ترجمهء حالاتش مفهوم مىشود با ابن ابى اصيبعه طبيب خزرجى معاصر يا قريب به زمان او بوده است و ابن ابى اصيبعه چنانچه در ترجمهاش مذكور شد در سنه ششصد و شصت و هشت ( 668 ) وفات كرده * 2 1 ابن ام البنين الطبيب القرطبى اسمش اعرف و از اهل قرطبهء اندلس بوده و از اطباى اوايل مائه چهارم و طبيب خاص الناصر لدين اللّه خليفهء امويست كه اسمش در ذيل ترجمهء ابن اسحق مذكور كرديد اين طبيب فاضل علاوه بر طبابت در مجلس خلافت سمت منادمت داشت و در فنون ادبيّت و علم محاورت نيز ذو اليد بود ولى